صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

265

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) حملهء گسترده نهايت اين مبارزه ، سر آغاز بدى براى مشركان داشت كه سه نفر از سواران آزموده و فرماندهء خود را يكباره از دست دادند . وقتى مردم مكه تلف شدن نخبگان خود را ديدند به خشم آمدند و چون ديگ جوشيدند و با هم بر مسلمانان شوريدند . اما مسلمانان ، پروردگارشان را با فرياد و تضرع طلبيدند و نيّت خويش را خالص گردانيدند و به لابه و زارى افتادند ؛ خداوند يارشان شد و آنگاه رودرروى يورشهاى پىدرپى دشمن قرار گرفتند و در جايگاه خود در مقام دفاع به پيكار پرداختند و به مشركان خسارات و زيان فراوان و سنگين وارد آوردند و مرتب شعارشان اين بود كه مىگفتند : أحد ، أحد . ( 2 ) پيامبر ، خدا را به فرياد مىخواند پس از صف‌آرايى ، پيامبر در بازگشت به سايبان ، از خدا التماس فراوان نمود كه مسلمانان را يارى دهد : « بار الها ! به وعده‌ات وفا كن . تو را سوگند مىدهم كه به يارى ما بشتاب و وعدهء خود را جامهء عمل بپوشان . » وقتى جنگ ، شدت گرفت و آتش آن فروزان گشت و زبانه كشيد و به مرحلهء سختى رسيد ؛ پيامبر گفت : « بار خدايا ! اگر امروز ، اين جمع مسلمان نابود شوند كسى تو را نمىپرستد . خدايا ! اگر اين جمع مؤمن نابود شوند از امروز به بعد ، ابدا پرستش نمىشوى . » حضرت آن قدر لابه و تضرع نمود ، جامه‌اش افتاد كه صديق - رض - آن را روى دوشش انداخت و گفت : « اى رسول خدا ، بس است در دعا و درخواست ، بسيار پافشارى كردى . » در اين هنگام بود كه خداوند به فرشتگان وحى فرستاد كه : « . . . أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا ، سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ . . . » « 1 » : [ . . . من با شما ( فرشتگان ) هستم ، پس كسانى را كه ايمان آورده‌اند ، ثابت قدم بداريد . به زودى در دل كافران هراس مىافكنيم . . . ] ، و به پيامبر وحى كرد كه : « . . . أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ . » « 2 » : [ . . . من ، شما را با هزار فرشتهء پياپى ، يارى خواهم كرد . ] .

--> ( 1 ) - انفال / 12 . ( 2 ) - انفال / 9 .